امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

روزی از روزها

4 اردیبهشت 92. گل نازم سلام. الان که دارم برات می نویسم 2:15 دقیقه صبح 3 شنبه ست.یکمی دیر خابیدی .امروز از صبح حال ندار بودی.امیدوارم دوباره سرمانخورده باشی هنوزخوب نشده. از بس شب ها لحافتو می زنی کنار.مامانی هروقت بیدار می شم لحافت 1 ور افتاده و خودت جای دیگه لالا کردی شیطونکم. چن روز پیش مامانی خوشگلت کردم تا چن تایی عکس بگیرم ازت خوب شدن ولی اصلا به دوربین نگاه نکردی پسملکم.عکسای این روزهاتو میذارم و اگه لازم شد توضیحات اضافی هم میدم. پسرم داره مو هاشو شونه میکنه با مامانی   پسملم با عروسک هاش یا به قول خودش ببه:                           &...
26 اسفند 1392

1 روز خدا

9 اردیبهشت 92. سلام پسرم. گلم امروز که جمعه بود طبق برنامه جمعه ها رفتیم 1 چرخی توی شهر زدیم البته با ماشین یا به قول پسرم "غم غم" و 1 چن تام مغازه دیدیم و بابایی هی به من گفت چی دوس داری واسه روز زن بگیریم که من چیزی نخاستم( آره پسرم مامانی کلا آدم لارجی هستم  شوخی کردم   مد نظرم لباس نبود وگرنه که مامانتو می شناسی منتظر تعارف بابایی نمی مونه  ) و تو هی ذوق کرده گفتی دی دی دی دی  (قربونت برم آخه به علت سردی هوا زیاد نمی ریم بیرون و تو هم عاشق دی دی شدی) خلاصه چون نهارو هم دیر میل کرده بودیم بدون صرف شام برگشتیم خونه و کمی معجون مامان پز داشتم که دادم خوردی و ما "کلاه پهلوی" دیدیم و شما از بینی مادر آوردی( اص...
26 اسفند 1392

رنگارنگ

10 اردیبهشت 92. گ سلام پسر گلم. از کدوم رنگ بیشتر خوشت میاد؟ مامان که عاشق رنگ صورتی ام. اوناهاش اون وسط وایستاده. البته از قرمز هم خوشم میاد که سیسمونی شمارو قرمز-طوسی انتخاب کردم و ناگفته نماند که رنگ قرمز هم خیلی به صورتت میاد.  پسرم روز به روز اونقدر شیرین و ناز میشی که دلم نمیاد سری به وبت نزده و مطلبی ننوشته بخوابم. البته این نکته هم فراموش نشه که بعضی وقت ها مامانی رو تا مرز جنون عصبانی میکنی  ولی خب هر روز که می گذره نسبت به روزهای قبل بیشتر میتونیم با هم کنار بیایم شاید 1 علتش این باشه که بیشتر همدیگرو و اخلاق همدیگرو میشناسیم. امروز عصری کلی بدوبدو کردیم و باهم "دارم میام بگیرمت" بازی کردیم ودنبال هم د...
26 اسفند 1392

منو میبخشی؟

12 اردیبهشت 92 مامان فدای معصومیت چشمات پسرم.      گلم امروز مامان ناراحتم  خیلی. تو پودر لباسشویی رو ریخته بودی کف خونه . اولش که دیدم خشکم زد. با دستای کوچولوت هم می مالیدی و پخشش می کردی. منم عصبانی شدم و سرت داد زدم   تو هم گریه کردی. بعدش خوابیدی. مامان خیلی غصه خوردم. فدات بشم پسر گلم. الان که فکر میکنم میبینم تو که تقصیر نداری. کوچولویی. کنجکاوی. من کم حوصله ام... البته عصری با هم کلی بازی کردیم . رفتیم حیاط. کلی مامان خندوندمت ولی به هر حال حالم خیلی گرفته است. نمیدونم چرا بعضی وقت ها زود عصبانی میشم و سرت داد میزنم!!!!! مامان بد. پسر نازم مامانو ببخش. خیلی دوستت دارم. مامانی باید بیشتر...
26 اسفند 1392

عکس

 15 اردیبهشت 92. اینم 1 عکس با جناب آقای باب اسفنجی که عطا جون ما بهش میگه ب به. و چون علاقه زیادی بهش داری منم از تو کمد عروسک پولیشی هات برش داشتم و زدمش به دیوار که دم دست باشه.   و روزی چن بار به خواست گل پسری میاد پایین و پاهاش کشیده میشه! و از امروز هم افتخار دادی و محکم بغلش میکنی و فشارش میدی(این مدل بغل کردنو تازه یاد گرفته پسملم) اگه بتونم عکسی شکار کنم از اون لحظه حتما میذارم. راستی لباسشویی رو هم که میبینی میگی به به و اونقدر شیرین و با تاکید میگی که مامان دلش غش میره و حتما 1 بوس آبدار میکنمت  و اما علتش: چون از لباسشویی میترسیدی مامانی لباس که میخاستم بندازم توضیح میدادم که لباسامونو میشوره به...
26 اسفند 1392

الو نی نی وبلاگ

15 اردیبهشت 92. داخل پرانتز:(این عکس مربوط به دوران قبل از اصلاح موهاته نازنینم)  گل پسری در حال مکالمه با ...  مامان فدای اون الو گفتنت بشم که میگی :أ..أ...  جونم ...
26 اسفند 1392